۱۳۸۷ شهریور ۱۳, چهارشنبه

نيايش

خدايا! آيا عشق ورزيدن به"اسمها" تشيع است؟ يا شناختن "مسماها"؟ و بالاتر از اين يا پيروي از "رسمها"؟
خدايا: به من زيستني عطا كن كه در لحظه ي مرگ بر بي ثمري لحظه اي كه براي زيستن گذشته است حسرت نخورم كه بر بيهودگي اش سوگوار نباشم. بگذار آن را من خود انتخاب كنم اما آنچنان كه تو دوست داري.
خدايا:مگذار كه" دينم" در پس "وجهه ي ديني ام" دفن شود كه عوام زدگي مرا مقلد تقليد كنندگانم سازد كه آنچه را" حق مي دانم" به خاطر آنكه" بد مي دانند" كتمان كنم.
خدايا: مي دانم كه اسلام پيامبر تو با "نه" آغاز شد و تشيع دوست تو نيز با "نه" آغاز شد.
مرا، اي فرستنده ي محمد، و اي دوستدار علي! به" اسلام آري"، و به "تشيع آري" كافر گردان!
خدايا!"مسئوليت هاي شيعه بودن" را-كه علي وار بودن و علي وار زيستن و علي وار مردن و علي وار پرستيدن و علي وار جهاد كردن و علي وار كار كردن و علي وار سخن گفتن و علي وار سكوت كردن است- تا آنجا كه در توان اين بنده ي ناتوان است همواره فرا يادم آر.
و به عنوان يك شيعه مسئول، وفادار به مكتب ، وحدت و عدالت-كه سه فصل زندگي اوست- و رهبري و برابري-كه مذهب اوست- و قرباني كردن همه مصلحت ها در پاي حقيقت- كه رفتار اوست- قرار بده.
امين

هیچ نظری موجود نیست: